سلام ازتون ممنوم که به وبلاگ من سر زدید من دلم خیلی گرفته از این دنیای لعنتی که سرنوشتش بهترین عزیزانم را از من دور کرد... خیلی دلم براشون تنگ شده.......
+نوشته شده در 1 آذر 1398برچسب:وبلاگ,خوش امدید,اسمان,خورشید,مقاله,شعر,شب, ساعت1:0توسط ناهید نیکخواه |
انقدر با اتش دل ساختم تا سوختم/ بی تو ای ارام جان یا ساختم یا سوختم.....................................
دلتنگی به زخم که برسد سکوت میشود/ زخم که عمیق شود، بیداری دل، درد دارد! من در این بغض های هر لحظه در این دلتنگی های مدام در این اشفتگی های دقایقم، دارم سکوت میشوم... با من از دیدار چیزی بگو؟ پیش تر از ان که زخم هایم عمیق تر شوند... پشت ان پنجره رو به افق، پشت دروازه ی تردید و خیال لا به لای تن عریانی بید، من در اندیشه ی آنم که تو را وقت دلتنگی خود دارم وبس...................................................................................... کجایی دادشی گلم؟!
دل طلب میکند هر لحظه تو را........... شب ها امدنند و روز ها نیز سپری شدند اما ذره ای از غم دوریت را نمیتوانم تحمل کنم.......... خدایا چقدر تلخ است این جدایی........... پنجره ها کلافه اند از سنگینی نگاه منتظرم اگر نمی ایی پنجره ها را دیگر زجر ندهم... چشم هایم به جهنم................. یکسال از دوریت گذشت و باز هم نمیدانم چه کنم؟!
فلک به سنگ فتنه ها شکست قامت مرا... نیستی و همه چی بوی تو را میدهد... که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نیست... انتظار...... و اوار ثانیه های بی تو بودن... میدانم: از جدایی گریزی نیست رسم دنیای بی وفا این است. خدایا: با دلی تنگ و خسته به درگاه تو رو کردم/ نماز عشق را اخر به خون دل وضو کردم/ دلم دیگر به جان امد در این شب های دلتنگی بیا بشنو تو فریادی که پنهان در گلو کردم ...........
+نوشته شده در شنبه 24 فروردين 1392برچسب:خدایا: با دلی تنگ و خسته به درگاه تو رو کردم/ نماز عشق را اخر به خون دل وضو کردم, ساعت23:1توسط ناهید نیکخواه |
پنجره ها کلافه اند از سنگینی نگاه منتظرم اگر نمیایی پنجره ها را دیگر زجر ندهم چشمانم به جهنم........... کاش.................................. ...................................................... ........................................................... ........................................................... ............................................... |
About![]()
به نام خالق هستی** دیشب به لب نسیم اوای تو بود* در زخم سکوت شهر غوغای تو بود* دیشب به کویر اعماق دلم* بر چهره ی ماسه ها درپای تو بود* من نیز از این همه دشت خسته خواهم کوچید* زین پنجره های بسته خواهم کوچید* رفتند عزیزان و جا ماند دلم *از این دل شکسته خواهم کوچید* به امید دیدار
Home
|
| |
نام : | |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
خبرنامه وب سایت:
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 3
بازدید ماه : 2
بازدید کل : 25375
تعداد مطالب : 26
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1
Alternative content